رضا صبوری‌نژادسیستم‌های دیجیتال و طراحی
/
حضور دیجیتال · مفهومی

یک خانه‌ی جواهر، بازساخته حول خودِ شیء به‌جای کاتالوگ.

این یکی ساخته شده و بالاست. برند خیالی است؛ خودِ چیز واقعی است و می‌توانید با آن کار کنید.

دیدن دمو (در تب تازه باز می‌شود)

مسئله

تقریباً هر سایت جواهری یک کاتالوگ است: شبکه‌ای از تصاویر کوچک، ستون فیلتر، سبد خرید. این ساختار از خرده‌فروشی انبوه قرض گرفته شده؛ جایی که هدف این است که در کوتاه‌ترین زمان، بیشترین تعداد کالا به بازدیدکننده نشان داده شود.

یک برند در این سطح این‌طور نمی‌فروشد. هیچ‌کس از روی یک شبکه‌ی تصاویر درباره‌ی یک قطعه‌ی مهم تصمیم نمی‌گیرد. تصمیم آهسته گرفته می‌شود، اغلب در بیش از یک گفتگو، و معمولاً در یک اتاق تمام می‌شود نه در صفحه‌ی پرداخت. سایتی که برای تندتر کردن مرور ساخته شده، دقیقاً علیه همان فروشی کار می‌کند که قرار بود کمکش کند.

سیستم

هر قطعه صفحه‌ای دارد که مثل یک ویترین رفتار می‌کند، نه مثل یک آیتم فروشگاهی: یک شیء، بزرگ، بدون مزاحمت، با فضایی که بشود در آن نگاهش کرد. جنس، اصالت و دستی که ساخته‌اش، هم‌وزن خودِ عکس دیده می‌شوند.

سبد خرید وجود ندارد. کاری که پیشنهاد می‌شود، تعیین وقت یا درخواست گفتگوست — چون قدم بعدی واقعی در فروش همین است. آن درخواست، خودِ قطعه را با خودش می‌برد؛ یعنی مشاور گفتگو را در حالی شروع می‌کند که می‌داند طرف به چه چیزی و چه مدت نگاه کرده است.

کل سایت از ابتدا دوزبانه ساخته می‌شود و فارسی در آن زبان درجه‌یک است، نه نسخه‌ی آینه‌ای انگلیسی — چیدمان راست‌به‌چپ واقعی، قلم مخصوص خودش، و ریتم سطر مخصوص خودش.

آنچه عمداً ساخته نشد

ستون فیلتر ندارد. برندی که مجموعه‌ای انتخاب‌شده دارد، لازم نیست بازدیدکننده چیزی را محدود کند؛ گذاشتن فیلتر بی‌آنکه گفته شود، ادعای انباری می‌کند که آن‌قدر بزرگ باشد که به فیلتر نیاز داشته باشد.

هیچ ابزار ایجاد عجله‌ای ندارد — نه شمارش موجودی، نه تایمر، نه ردیف «اخیراً دیده‌شده». این‌ها در خرده‌فروشی نرخ تبدیل را بالا می‌برند و در لاکچری مطلوبیت را از بین می‌برند.

روی کیفیت تصویر کوتاه نمی‌آید. عکاسی خودِ محصول است، پس با کیفیت کامل ارائه می‌شود و با این حال بلافاصله بالا می‌آید. این یک مسئله‌ی مهندسی است، نه دلیلی برای پایین‌آوردن کیفیت عکس‌ها.