رضا صبوری‌نژادسیستم‌های دیجیتال و طراحی
/
سیستم داخلی · مفهومی

سیستم مشتری و سفارش برای یک آتلیه‌ی دوخت اختصاصی — یک پرونده، از اولین پرو تا تحویل نهایی.

این یکی ساخته شده و بالاست. برند خیالی است؛ خودِ چیز واقعی است و می‌توانید با آن کار کنید.

دیدن دمو (در تب تازه باز می‌شود)

مسئله

در بیشتر آتلیه‌ها حافظه‌ی مجموعه در سه جا زندگی می‌کند: یک گفتگوی پیام‌رسان، یک دفترچه‌ی کاغذی، و ذهن سرپرست آتلیه. این روش کار می‌کند — دقیقاً تا لحظه‌ای که آن آدمی که یادش هست در دسترس نباشد، یا مشتری بعد از دو سال برگردد و انتظار داشته باشد شناخته شود.

چیزی که گم می‌شود هیچ‌وقت فاکتور نیست. اندازه‌ای است که بهار پارسال گرفته شد، نگینی که نشان داده شد و بی‌سروصدا رد شد، مهلتی که در واقع یک سالگرد بود، و سلیقه‌ای که هیچ‌کس ننوشت چون همه می‌دانستند.

سیستم

برای هر مشتری یک پرونده، و سفارش داخل همان پرونده زندگی می‌کند نه کنارش. با باز کردن یک مشتری، کل رابطه در یک صفحه دیده می‌شود: تمام سفارش‌ها، مرحله‌ی هر کدام، چه چیزی اندازه گرفته شد، چه چیزی نشان داده شد، چه انتخاب شد و چه رد شد.

سفارش از همان مراحلی عبور می‌کند که خود آتلیه استفاده می‌کند — اولین گفتگو، طراحی، تأیید، تولید، پرو، تحویل، خدمات پس از آن — چون سیستمی که اسم مراحل کارگاه را عوض کند، ظرف یک ماه کنار گذاشته می‌شود.

هر چیزی به همان جایی می‌چسبد که اتفاق افتاده: عکس‌های جلسه‌ی پرو، طرحی که تأیید شد، پیامی که در آن تغییر توافق شد. وقتی مشاوری گفتگویی را ادامه می‌دهد که خودش شروع نکرده، تاریخچه از قبل جلوی چشمش است.

آنچه عمداً ساخته نشد

این یک CRM فروش نیست. واحدِ کار، رابطه است نه معامله — پس نه قیف فروش دارد، نه درصد احتمال موفقیت، نه امتیازدهی به سرنخ. آن ابزارها برای پیش‌بینی یک فصل مالی ساخته شده‌اند، و یک برند در این سطح فصل مالی مدیریت نمی‌کند.

هیچ پیام خودکاری از این سیستم برای مشتری نمی‌رود. سیستم به یاد می‌آورد؛ حرف زدن کار مشاور است. صمیمیتی که ماشین تولید کرده باشد، از نفرستادن پیام هم بدتر است.

دسترسی از روز اول محدود می‌شود، نه بعداً. فهرست مشتریان یک برند، باارزش‌ترین و در معرض‌ترین دارایی آن است، و اضافه‌کردن سطح دسترسی به سیستمی که از قبل پر از پرونده شده، دقیقاً همان‌جایی است که نشتی اتفاق می‌افتد.