بررسی دلایل موفقیت و شکست استارتاپ های ایرانی

0 621

دلایل موفقیت و شکست استارتاپ‌ها در ایران

تاکنون تحلیل های زیادی در مورد چرایی موفقیت و شکست استارتاپ های ایرانی نگاشته شده است. در این مطلب سعی می کنم با نگاهی دیگر در مورد دلایل برد و باخت کسب و کارهای نوپا در اکوسیستم کارآفرینی کشور بپردازم. با نگاهی کلی به تعداد استارتاپ های موفق به این نتیجه می رسیم تعداد بسیار اندکی از استارتاپ ها عوامل موفقیت را داشته اند. در ادامه به بررسی عواملی که در عدم موفقیت کسب و کارهای نوپا تاثیر داشته است پرداخته ام. به طور حتم تمامی دلایل پیروزی و شکست استارتاپ ها در این مقاله نمی گنجد و بی شک ممکن است تمامی این موارد مورد پذیرش افراد نباشد. به همین جهت درخواست می کنم نظرات گرانبهای خود را در بخش دیدگاه ها با من به اشتراک بگذارید.

شتابزدگی و عجله

سرعت بیش از حد و شتابزدگی معمولا باعث می شود از تمرکز بر روی عوامل مهم و ضرروی که نقاط اصلی موفقیت یک کسب و کار می باشد چشم پوشی کنیم. معمولا کارآفرینان میخواهند هرچه سریع تر کسب و کار خود را شروع کنند و از جزئیات مهم چشم پوشی می کنند. این چشم پوشی ها در آینده کند شدن نرخ پیشرفت یک استارتاپ را در پی دارد و همچنین موجب دلسری کارآفرین می شود. درست است که زمان عامل بسیار مهمی در موفقیت کسب و کارهای نوپاست اما این سرعت و زمان زیاد نباید موجب شود بر روی عوامل مهم تمرکز نشود. گاهی اوقات یک ایست کوچک و نگاه به فرآیند های یک کسب و کار می تواند موجب اصلاح یک مسیر در عوض تغییر و یا جایگزینی مسیر جدید شود.

کاستی های درونی استارتاپ ها

چرا همیشه شکست را گردن عوامل خارجی و محیط می اندازیم؟ شاید کمتر به این موضوع که کمبودها و مشکلات درونی یک استارتاپ موجب شکستش شده است فکر کرده ایم. بسیاری از کسب وکارهای نو پا تازه بعد از شکست از خود میپرسند: آیا محصول یا خدمت ما مشتری را راضی و خوشحال می کرد؟! به جرات می توان گفت ضعف در دانش حقیقی راه اندازی کسب و کارهای نوپا از عوامل بسیار مهم در بحث کاستی ها درونی یک استارتاپ است. معمولا یک موفقیت اولیه موجب توهم در صاحب کسب و کار شده و این توهم موجب اشتباهات مدیریتی می شود که در نهایت با اشتباهات اجرایی اوضاع خرابتر می شود. شاید دلیل بسیاری از مشکلات داخلی یک کسب و کار نوپا از اینجا شروع می شود که فرد خود را در جایگاه یک مدیر آن هم از نوع موفقش می بیند. در واقع صاحب کسب و کار بدون تجزیه و تحلیل توانمندی های خود و درک کمبود های آموزشی و تئوری در حوزه راه اندازی کسب و کارهای نوپا، مدل های کسب وکار، خلق مدل های کسب و کار و همچنین آشنایی با ارزش های پیشنهادی کسب و کار خود شروع به فعالیت می کند. خوب حالا چطور می شود که ما با این همه کاستی در : دانش کسب و کار، مهارت های هدایت و شرکت داری، چینش تیم، مهارت های مذاکره، عدم آگاهی از قوانین و حقوق تجارت و بازرگانی و… عدم موفقیت خودمان را به عوامل بیرونی استارتاپ پیوند می زنیم؟

مد‌‌‌ل کسب‌و‌کار ناکارآمد‌‌‌

دانش و تجربه کسب و کار شما در مواجهه با نیاز بازار و شناخت نیاز مشتری چقدر است؟ دانش و تجربه شما در مورد روش های شناسایی و ایجاد راهکارهایی برای پاسخ به نیاز مشتری به چه میزانی است؟ آیا اصلا برنامه و استراتژی بازاریابی، کسب و کار و برندینگ مشخصی دارید؟ درست است که در تعریف کارآفرینی به ایجاد یک فعالیت مثبت و موثر که باعث ایجاد تغییر در بازار است اشاره شده اما آیا فکر کرده اید که اجرای اصولی و صحیح یک مدل کسب و کار سنجیده میتواند این تغییر در بازار را برای شما به عنوان ثمره یک مدل کسب و کار قابل اطمینان به ارمغان بیاورد و باعث شود رقیبان جدیدی وارد بازی شوند؟ برای  تحقیق بازار وقت صرف کنید تا درک بیشتر‌ی از کسب و کارتان، مشتریان خود و مسیرهای ارتباطی بازاریابی که در اختیارتان است پیدا کنید. ممکن است تصمیم بگیرید که تمام استراتژی های ممکن را اجرا نموده و یا ممکن است چند مورد را نادیده بگیرید. هر دو گزینه بسته به آنچه شما تصمیم به انجام آن دارید معتبرند. در کل، استراتژی بازاریابی شما قطعه نهایی پازل است و آنرا آخر کار بسازید و همیشه آن را بازبینی کنید.

عوامل محیطی

همه عوامل خارج از استارتاپ شما را می توان در دسته عوامل محیطی قرار داد. مواردی مثل مباحث قانونی حوزه تجارت و کسب و کار، مسائل سیاسی، عرف حاکم بر جامعه، شناخت رقیب های بزرگ و کوچک و حتی مواردی چون تحریم ها و یا رخدادهای ناگهانی اجتماعی و اقتصادی از این دست موارد هستند. جالب است بدانید در حال حاضر بین یک کسب و کار نوپا استارتاپی و سایر کسب و کارهای در کشور تفاوتی وجود ندارد و اینجاست که حق دارید فکر کنید مظلوم واقع شده اید. اما باید بدانید ندانستن این مسائل و عدم آگاهی از وجود قوانین محدود کننده و یا حتی حمایت کننده شما، می تواند مشکلات برزگتری را برای شما بوجود آورد، پس یک کسب و کار نوپا با مطالعه و شناخت عوامل بیرونی تاثیر گذار بر استارتاپ ها در صدد پیش یینی و پیشگیری از خطر های احتمالی برمی آید.

Founder و CEO بودن استارتاپ خود را در سر می‌پرورانید

هر جوان و دانشجویی در سرش سودا و رویای مدیریت کسب و کار و استارتاپ خود را دارد. قبل از فاندربودن بهتر است در چند استارتاپ به صورت کارآموزی اجرا وظیفه کنید تا با شناخت مسائل و مشکلات، دغدغه ها برنامه ریزی ها و در کل راهکارهای ارائه شده در یک کسب و کار نوپا از نزدیک آشنا شوید. هرچقدر شناخت و آگاهی شما از مسائل بومی و عوامل تاثیر گذار در کسب و کارهای نوپا بیشتر باشد و از نزدیک این تجارب را کسب کرده باشید می توانید با قدرت بیشتری شروع به کار کنید. یک پیشنهاد دیگر شرکت در همایش های مربوط به حوزه کسب و کارها نو، شرکت در کارگاه های آموزشی رایگان و پولی و … می باشد. شرط مفید بودن این موارد اطمینان حاصل کردن از باتجربه بودن و داشتن بکگراند قوی در آن مدرس و یا ارائه دهنده همایش می باشد.

بی توجهی به مطالعه و آموزش

شاید این جمله که بگوییم بسیاری از استارتاپ ها به خودشان می بازند و نه به محیط اطرافشان اشتباه نباشد. حتما شما هم به وفور مشاهده کرده اید تیم های استارتاپی که دانش فنی لازم را دارند ولی در اجرای صحیح استراتژی ها و هدف های کسب و کار خودشان موفق نبوده اند، و یا استارتاپ هایی را دیده اید که بیشتر هزینه خود را صرف امور اجرایی کرده اند و به دلیل نبود دانش و علم کافی در موضوع مورد نظر با شکست مواجه شده اند. درست است که مقداری از این تجارب در طول مسیر بدست می آید اما باید بدانید صرف وجود یک منتور، موفقیت شما تضمین شده نیست! برای شما که می خواهید کسب و کار نوپایتان جان بگیرد دانستن اصول و مبانی بحث هایی مثل کارآفرینی و اقتصاد و داشتن دید کلی در مورد موضوعاتی مثل بازاریابی دیجیتال امری مهم و ضروری است. این ضعف در تقویت دانش اکوسیستم استارتاپی ایران هم در شرایط فعلی و هم در آینده آسیب بیشتری به بدنه اکوسیستم وارد خواهد ساخت. دقیقا همانند یک مدیر پروژه باید نسبت به مسائلی مانند برنامه ریزی زمانی، مالی، بودجه، ارتباط با دیگر افراد و فاندرهای سایر استارتاپ ها و … دید جامع و کلی داشته باشید. اگر در این موضوع شک دارید کافیست به دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران سر بزنید و دانشجویان فنی بسیاری را ببینید که در چندین استارتاپ شرکت کرده و شکست خورده اند و بسیاری از آنها دلیل اصلی شکست تیمشان را نبود یک مدیریت و رهبری حرفه ایی میدانند. در کل شاید بهترین گزینه برای مدیریت یک استارتاپ یک دانش آموخته مدیریت + تمرکز به اصول فنی باشد و یا یک دانش آموخته فنی که برای بهبود وضعیت خود درحال یادگیری مهارت های مدیریت به خصوص در حوزه کسب و کارهای نوپا می باشد.

نبود دانش تیم سازی و درک وظایف

شاید شما هم شنیده باشید که کار هست اما آدم کار بلد کمه! شاید جای خالی مطالعه و کمبود کارگاهای آموزشی با بهروری بالا از عوامل تاثیر گذار در پیدا نکردن تیم های خوب و حرفه ایی باشد، اما مهمترین عامل، کمبود مطالعه و علم تئوری در بحث کارآفرینی می باشد. علی رغم تصور دانشجویان در اینکه کمبود موارد تجربی از عوامل پیدا نشدن تیم های حرفه ای است باید در نظر داشت نبود پایه های علمی و تئوری موجب میشه درک درستی از تجربیات و محیط عملی کسب و کارها بدست نیاوریم. در زیر موارد موثر در ضعف تیم سازی استارتاپ ها بیان شده:

  • فقدان نیروی توانمند و علاقه‌مند
  • عدم اعتماد به همدیگر برای اشتراک‌گذاری و تسهیم ایده
  • عدم توافقات مالی
  • عدم تجربه کافی افراد
  • ایده‌های ناکارآمد
  • ارتباطات محدود
  • عدم اشتراکات ذهنی و ارزشی

در پایان از تمامی جوانان، دانشجویان و همه افرادی که در جهت ازبین بردن موانع و مشکلات این اکوسیستم درحال تلاش هستند، کمال تقدیر و تشکر را دارم و امیدوارم با کنترل تب و تاب استارتاپ ها در کشور، شاهد حضور و رشد بیش از پیش کسب و کارهای نوپایی باشیم که بتوانند رهبری آموزش در این حوزه را بدست گرفته و بکوشند ما بین مباحث تئوریک و کاربردی حوزه کارآفرینی و کسب و کارهای نوپا تعادل مناسبی برقرار کنند.لطفا دیدگاه ها و نظرات خودتون را در مورد این مطلب با من درمیان بگذارید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.